أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )

91

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )

از داستان حكمين دچار اشتباه شدند و پنداشتند آن حضرت از همهء فضائل خود كه بايستش بوده بيرون شده براى قبول حكمين و شاعر آنان سروده : على پيش از قبول حكمين * ميان چشم و ابرو جا داشت 5 - اگر اين خبر چون خورشيد روشن نبود امير مؤمنان ( ع ) در روز گفتگو در شوراى خلافتى كه عمر مقرر كرده بود به آن استدلال نمىكرد كه براى آن مردم در آنجا فرمود : شما را به خدا در ميان شما كسى جز من هست كه رسول خدا ( ص ) دست او را گرفته باشد و فرموده باشد : هر كه را من مولاى اويم اين على مولاى او است بار خدايا دوست دار دوستش را و دشمن دار دشمنش را ؟ همه گفتند : به خدا كه نه و آنان بدين خبر اقرار كردند و منكر آن نشدند . اگر كسى گويد : چرا آن حضرت در آن مجلس حساس خبر را تفسير نكرد براى مردم كه رسول خدا ( ص ) او را اولى بمردم از خودشان دانسته و چرا بذكر متن خبر اكتفاء كرد كه براى شما دليل نشود بر امامت تا گاهى كك شرح پيشين بر آن ثابت نگردد ؟ و چه جوابى داريد كه مقدمهء اين خبر كه مناط استدلال شما است ثابت نيست و اصلى ندارد و ما اين خبر را در برخى روايات شنيديم كه آن مقدمه را ندارد ( يعنى الست بكم اولى من انفسكم ) . بايد به دو گفت : نقل نكردن امير مؤمنان ( ع ) آن مقدمه را دليل بر نبودن آن نيست و نه سبب شك در صحت آن زيرا آن حضرت در يك بخش از خبر از آنها اقرار گرفت كه دليل بر اقرار همهء آن خبر است براى كوتاه آوردن سخن ( در اين فرصت اندك ) و براى اينكه شناخت آنها از خبر و وضع صدور آن بىنياز ميكرد از ذكر آن و اين شيوهء همهء مردم است در مقام اقرار گرفتن . و در اين مقام آنان را در بارهء خبر پرندهء كباب شده باقرار آورد و همين فرمود : آيا در ميان شماها مردى هست جز من كه رسول خدا ( ص ) فرموده باشد : بار خدايا محبوبتر خلقت را بفرست تا با من بخورد ؟ و شرح آن پرنده را ذكر نكرد . و همچنين چون اقرار گرفت براى حديث پيغمبر ( ص ) در فتح خيبر پاره‌اى